العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

189

شرح كشف المراد ( فارسى )

نكته اوّل : در رابطه با كلام فخر رازى : پيرامون حقيقت رؤيت و كيفيت آن چهار قول نقل شده : 1 - عقيدهء طبيعيون : اينها ديدن را به انطباع و چاپ شدن شبح و عكس مرئى در قسمتى از رطوبت جليديه چشم مىدانند آنچنان كه صورت انسان در آئينه منطبع مىگردد . 2 - عقيده رياضيون : اينها ابصار را به خروج شعاع از چشم بر هيئت مخروطى مىدانند كه رأس مخروط در چشم و قاعده مخروط در نزد مرئى مىباشد و اين شعاع متصل است به سطح جسم مرئى . 3 - عقيدهء اشراقيين : ابصار به مقابله جسم مستنير است با عضو بيننده‌اى كه در او رطوبتى صيقلى باشد و وقتى اين شرائط موجود شد نفس علم اشراقى حضورى پيدا مىكند و مبصر را مىيابد . 4 - عقيدهء صدرائيين : اينها ابصار را به ايجاد صورتى مماثل آن مبصر خارجى در ذهن مىدانند و مىگويند اين صورت از عالم ملكوت نفسانى و مجرد از ماده است و در نزد نفس حاضر است و قيام صدورى دارد نه حلولى تفصيل مطلب را بايد از كتاب شريف اسفار ج 8 ص 178 به بعد جستجو كرد . نكته دوّم : در حاشيه شرح باب حادى عشر ص 25 حديثى نقل شده كه به نظر جالب آمد و اينجا نقل مىكنيم : عن عاصم : قال : ذاكرت ابا عبد اللّه فيما يرون من الرؤية فقال : الشمس جزء من سبعين جزءا من نور الكرسى و الكرسى جزء من سبعين جزءا من نور العرش و العرش جزء من سبعين جزءا من نور الحجاب و الحجاب نور من سبعين جزءا من نور الستر فان كانوا صادقين فليملؤوا اعينهم من الشمس